جمعه هجدهم آذر ۱۴۰۱ | 21:28 | فردین نافعی اسکوئی -
مقاله ای برای اوضاع امروز جامعه
روانشناسی اجتماعی نوجوانان
کنش های اجتماعی
آگاهی انتقادی عنصری موثر و شفابخش
در این مقاله می خوانیم(قسمت اول مقاله):آگاهی انتقادی چیست؟/چگونه مولفه های آگاهی انتقادی با یکدیگر ارتباط دارند؟
بررسی اجمالی
آگاهی انتقادی چنین تعریف و شناخته میشود: درجه ای که افراد می توانند شرایط اجتماعی را به طور انتقادی بخوانند وبررسی کنند و نیز برای تغییر آن شرایط احساس قدرت کنند .
به عنوان یکی از جنبه های مهم از رشد نوجوانان(رشد شناختی_اجتماعی)، که پیامدهایی برای رفاه، چشم انداز شغلی و مشارکت مدنی آنها دارد، نیز شناخته شده است.
سه مولفه اصلی در موضوع آگاهی انتقادی وجود دارد: 1. تامل انتقادی 2. اثربخشی سیاسی_اجتماعی 3. کنش انتقادی
که در مورد هرکدام و ارتباط این سه مولفه بحث خواهیم کرد
در نهایت این ادعا بیان خواهد شد که آگاهی انتقادی، نه تنها رفاه خود نوجوانان وجوانان را بهبود می بخشد، بلکه پتانسیل مقابله با سیستم های ناعادلانه، به چالش کشیدن حاشیه نشینی در جامعه و نظام طبقاتی و تبعیضی و ترویج توسعه مثبت جامعه را دارد.
مقدمه
در 9 آگوست 2014، مایکل براون، یک نوجوان سیاهپوست 18 ساله، در فرگوسن، میسوری، حومه شمالی سنت لوئیس، توسط دارن ویلسون، افسر پلیس سفیدپوست فرگوسن پس از سرقت چند بسته سیگار از فروشگاه محلی به ضرب گلوله کشته شد.
شرایط مورد مناقشه تیراندازی و وقوع آن خیلی زود باعث تنشهای موجود در جامعه و بحثهای شدید سراسری در مورد اجرای قانون در جوامع سیاه پوست شد.
برخی تیراندازی را صرفاً نمونه ای از انجام وظیفه پلیس می دانستند. دیگران چنین اظهار می داشتند که سیاه پوستان به طور نامتناسبی توسط تاکتیک های پلیس آسیب می بینند.این گروه شروع به درک عوامل پیچیده تاریخی، اجتماعی و اقتصادی کردند که به این نابرابری کمک می کند و خواستار تغییرات این عوامل بودند.
آنها دست به کار شدند ، به خیابان ها آمدند و فعالیت هایی را در رسانه های اجتماعی انجام دادند تا به تاکتیک های استفاده شده توسط پلیس در جوامع سیاهپوست اعتراض کنند و برای مایکل براون و دیگرانی که مانند او آسیب دیده بودند عدالت خواهی کنند.
آگاهی انتقادی چیست؟
دلیل این نوع واکنشهای متفاوت در پی تیراندازی به مایکل براون در جامعه غربی و دیگر سناریوهای مشابه همچون( درگذشت بانو مهسا امینی ) در جامعه ما (ایران)چیست؟
چرا برخی از مردم این نوع رویدادها را به عنوان استفاده موجه از نیروی پلیس و برخی دیگر آنها را نمونه هایی از تبعیض و نژادپرستی اجتماعی می دانند که نیاز به اعتراض دارد؟
یک پاسخ این است ، داشتن آگاهی انتقادی!
فعالان و محققان علوم اجتماعی و روانشناسی اجتماعی به درجه ای که افراد قادر به خواندن و برداشت انتقادی شرایط اجتماعی و احساس قدرت جهت اقدام برای تغییر آن شرایط هستند، آگاهی انتقادی می گویند.
آگاهی انتقادی در اصل توسط پائولو فریره (1921-1997)، یک مربی برزیلی که با دهقانان بی سواد کار می کرد، مفهوم سازی شد.
فریره متوجه شد که دهقانانی که او با آنها کار می کرد، انگیزه ای برای یادگیری خواندن و نوشتن، جهت درک بهتر عللِ به حاشیه راندن خود در جامعه برزیل و مبارزه برای عدالت اجتماعی داشتند.
فریره این فرآیند را وجدان (که به عنوان آگاهی انتقادی ترجمه می شود) نامید و یک روش آموزشی برای تقویت توانایی افرادِ به حاشیه رانده شده برای درک مسائل اقتصادی، سیاسی ،تاریخی و اجتماعی که به شرایط اجتماعی نابرابر کمک می کنند و نیز توانمند تر می شوند، توسعه داد.
فریره رشد آگاهی انتقادی را به عنوان یک فرآیند دیالکتیکی از فکر، کنش و تأمل در نظر گرفت که در آن مردم با یکدیگر درباره تجربیات خود از ستم و به حاشیه راندنشان و نیز منابع و منشاء های علل تاریخی، اجتماعی و اقتصادی آن ستم ،درگیر می شوند.
مردم از طریق یک فرآیند بحث و گفتگو و مباحثه، به طور انتقادی از علل به حاشیه رانده شدن خود توسط نیروهای تاریخی و اجتماعی آگاه می شوند، برای رفع این حاشیه سازی اقدام می کنند و بر اساس این تجربه درک خود را از علل ظلم صورت گرفته عمیق تر و آگاهانه تر می کنند.
شعور انتقادی "پادزه"ر ظلم نامیده شده است.!
در بررسی سه مولفه آگاهی انتقادی که ذکر شد،در این فرآیند و عمل به آگاهی انتقادی باید به هر سه مولفه رشد دهنده و جریان ساز توجه شود.
مولفه اول یعنی ،تامل انتقادی به توانایی نوجوانان و جوانان در تحلیل انتقادی واقعیتهای اجتماعی کنونی و تشخیص اینکه چگونه شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ، دسترسی به فرصتها را محدود کرده و به تداوم بخشی بی عدالتی کمک می کنند ، اشاره دارد.
مؤلفه دوم، کارآمدی و اثربخشی سیاسی-اجتماعی،است که توانایی درک شده فرد جهت اقدام برای تغییر این شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در بر می گیرد.
سومین مولفه آگاهی انتقادی، کنش انتقادی است، میزانی که افراد واقعاً در کنش فردی یا جمعی مشارکت میکنند. مؤلفه اول مربوط به افزایش آگاهی از شرایط ناعادلانه و علل آن است، دو مولفه دیگر شامل تبدیل این تأمل انتقادی به عمل است. به عبارتی، آگاهی عملی انتقادی یا آگاهیانتقادی در عمل!
چگونه مولفه های آگاهی انتقادی با یکدیگر ارتباط دارند؟
فریر، فرآیند کسب آگاهی انتقادی و اقدام برای تغییر شرایط را به عنوان فرآیندی خود تداوم بخش، و متقابل ارزیابی کرد.
به این معنا که او آگاهی انتقادی را بهعنوان راهی مستقیم به کنش و عمل انتقادی ونیز بهعنوان تقویتکننده و عمیقترکنندهء تأمل و تحلیل انتقادی تصور کرد.
در بررسی سه مولفه مذکور، مولفه دوم (اثربخشی سیاسی_اجتماعی) توانایی درک شده فرد جهت اقدام به تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی را در بر می گیرد. پس ابتدا باید مولفه اولی (تامل انتقادی) اتفاق بیافتد و یک جریان ریشه ای از تفکر و تامل انتقادی به وجود آید، سپس مولفه "کنش انتقادی" صورت گیرد و کنش هایی انتقادی در به ثمر رسیدن اندیشه های انتقادی به وجود آید.
تا در نهایت شاهد اثربخشی و کارآمدی سیاسی _اجتماعی باشیم.
این جریان اثر بخش نخواهد بود، تا زمانی که این فرآیند به درستی طی شود.
به عبارتی باید افراد تاملی انتقادی داشته باشند و سپس کنش های انتقادی در راستای همان تفکرات انتقادی انجام دهند تا شاهد اثربخشی خواسته ها و افکار خود در عرصه سیاسی_اجتماعی باشند.
و این روند زیربنای محکم فردی و اجتماعی دیگری را نیز می طلبد،یعنی باور به این که قادر به تغییرات هستیم .باورمند بودن به تغییرات خود و اجتماع خود به کمک ابزار های انتقادی و اثربخشی های سیاسی_اجتماعی.
تامل انتقادی با کنش انتقادی همراه خواهد بود.
ادامه دارد...
ما را در سایت مشاوره و راهنمایی نافعی اسکوئی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 52