خرید بک لینک

نوشته : جنیفر گلاسر و ماون رولینز گریگوری
ترجمه : فردین نافعی اسکوئی
زبان ، فرهنگ و جامعه ، هم پیش از زندگی فردی ما وجود دارند و هم شرایط لازم برای
ساخت زندگی ای معنادار را فراهم میکنند ، هم از نظر قابل فهم بودن و هم از نظر داشتن
جهت و هدف.
ما در جوامع زبانی، قومی، سیاسی، معنوی و دیگر اجتماعات چندگانه و به هم پیوستهای متولد
میشویم که انواع خاصی از دانش، ارزش، نحوه عملکرد فرهنگی و شکل نهادی را عادت مند کرده
اند.
هر نسل نوین با مذاکره بین این شیوههای زندگی به ارث رسیده ، با تمایلات شخصی و
اقتضائات معاصر، هویت فردی و جمعی را میسازد.
همانطور که السدیر مکاینتایر استدلال میکند، مفاهیم روایت، قابلیت فهم، پاسخگویی
اجتماعی و هویت شخصی متقابلاً یکدیگر را پیشفرض میگیرند. او میگوید: « داستان زندگی
من همیشه در داستان آن جوامعی جای گرفته است که من هویتم را از آنها میگیرم»
یک نسل پیشتر، جان دیویی استدلال کرد که فردیت انسان یک کیفیت ذاتی نیست که
منتظر کشف و بیان شدن باشد، بلکه یک دستاورد است، « آزادسازی و تحقق پتانسیلهای
شخصی که تنها در ارتباط غنی و متنوع با دیگران رخ میدهد»
این بدان معنا نیست که فرد جامعاً توسط اجتماع، یا حال( اکنون)، توسط گذشته تعیین
میشود. وحدت و جهت زندگی انسان فرآیندی است که باید در تبادلات متعدد از طریق
تخصیص، تطبیق و فراتر رفتن از معانی فرهنگی انجام شود.
این پروژه(فرآیند) میتواند در دنیایی کثرتگرا و اشباع شده از رسانه، که در آن ما در جوامعِ
متعددِ معناسازی، که گاه برای برتری رقابت میکنند، شرکت میکنیم، بسیار پیچیده باشد.
فلسفه برای کودکان، تا حدی برای تسهیل این پروژه ایجاد شد.
مارگارت شارپ چنین نوشت که ، در ایجاد برنامهشان، او و متیو لیپمن «فرض کردند که
شخصیتِ جامع در بدو تولد(به کودک انسان) داده نمیشود، بلکه چیزی است که در بستر
جامعه ظهور میکند و حاصل تلاش هر کودک برای دیدن خود در ارتباط با دیگران است»
علاوه بر این، همان تعاملاتی که به افراد اجازه میدهند تا هویت شخصی خود را از طریق
مواجهه با سنت باز سازی کنند، همواره و همزمان به بازسازی مداوم سنت نیز کمک میکنند .
تا آنجا که شیوههای به ارث رسیده ما همچنان منجر به تجربیات معنادار میشوند (دستور
پخت نان گندم پدربزرگ یا قوانین شواهد در حقوق کیفری را در نظر بگیرید،) ما سعی
میکنیم راههایی برای محافظت از آنها در برابر انحلال و به اشتراک گذاشتن آنها با نسل بعدی
پیدا کنیم،نسلی که نیازها و خواستههای آنها را تنها میتوانیم از روی خودمان پیشبینی
کنیم.
اما همانطور که هانا آرنت تبیین داده است ، هر سنت یا جهان فرهنگی به طور مداوم "از
مفصل خارج میشود"، زیرا "توسط دستان فانی برای خدمت به فانیان برای مدت زمان
محدودی به عنوان خانه ایجاد شده است" و ناگزیر "فرسوده میشود"
او پیشنهاد میکند که برای "حفظ جهان در برابر مرگپذیری خالقان آن"، باید دائماً با
استفاده از "نوآوری که هر نسلی به همراه میآورد" آن را "اصلاح کرد"
)دستور پخت پدربزرگ ممکن است به سازگاری خلاقانه نیاز داشته باشد زیرا مواد اولیه در
دسترس نیستند؛ فناوریهای نوین ممکن است نیازمند قوانین نوین شواهد باشند(
این تنش بین حفظ و سازگاری خلاقانه خطری برای سنتها نیست، بلکه در واقع چیزی است
که آنها را زنده نگه میدارد.
بدین ترتیب، مکاینتایر استدلال کرد که "یک سنت زنده ، یک بحث تاریخی گسترده و
اجتماعی تجسم یافته است،و دقیقاً بخشی از این بحث در مورد محصولاتی است که آن سنت
را تشکیل میدهند".
حفظ یک سنت در وضعیت مطلوب نیازمند درک کافی "از آن قابلیتات آینده است که گذشته
برای حال فراهم کرده است" و تریبونهایی برای فعالیت کردن ، نه تنها برای پرداختن به
مشکلات و فرصتهای نوین، بلکه در ادامه برای اینکه چگونه معانی سنتی ممکن است با
انجام این کار تغییر یا بازسازی شوند.
مکاینتایر اشاره میکند که "سنتها، زمانی که زنده هستند، تداوم تعارض را در خود جای
میدهند" و هشدار میدهد که اگر سنتها دیگر بحث داخلی و خوداندیشی را تمرین نکنند،
مستعد "زوال، فروپاشی و ناپدید شدن" هستند .
یک وظیفه مهم آموزش و پرورش در جوامع دموکراتیک، فراهم کردن شرایطی است که از
طریق آن مردم فرصت انجام این ساخت همزمان هویت و تتازه فرهنگی را داشته باشند.
آثار دیویی، آرنت و مکاینتایر به ما کمک میکنند تا آموزش را به عنوان یک عمل اجتماعی-
فرهنگی برای رشد همزمان افراد و جوامعی که در آنها جای گرفتهاند، درک کنیم، به گونهای
که قابلیتات نهفته هر یک از آنها توسط دیگری استخراج و میانجی گری شود .
این نویسندگان از سوی دیگر لنزهایی را فراهم میکنند که از طریق آنها میتوانیم جهتگیری
ارزشی فلسفه برای کودکان را ببینیم: به سمت توانمندسازی کودکان برای پذیرش مسئولیت
در شکوفایی پروژههای زندگی منحصر به فرد خود و جوامع متعدد که بخشی از آنها هستند .
از سوی دیگر میتوانیم ببینیم که چگونه فلسفه برای کودکان عملی را تشکیل میدهد که به حفظ
سنتهای فلسفه و آموزش در وضعیت مطلوب و در طول زمان با آوردن آنها به رویارویی و
تحول متقابل کمک میکند.
در واقع، لیپمن خواستار بازسازی فلسفه بهعنوان عملی از تحقیق مشارکتی و خود اصلاحگر در
مفاهیم و روشهای فلسفی و بازسازی آموزش حول مفهوم "کودک تحصیلکرده بهعنوان
فردی دانا، فهمیده، منطقی و عاقل" شد .
آموزش دینی و فلسفه برای کودکان
تنش میان فرد و جامعه، و میان حفظ سنتها و سازگاری خلاقانه با آنها، در حوزه آموزش
دینی به دلایل متعددی تشدید میشود.
دین محل برخی از عمیقترین معناسازیهایی است که بسیاری از افراد در آن درگیر میشوند،
و این فرآیند میتواند هم عمیقاً شخصی و هم قویاً جمعی باشد.
اعتقادات، ارزشها و اعمال دینی اغلب به عنوان دارای نوعی خاص از ضمانت برتر نسبت به
دانش و بازده فرهنگی معمولی انسان در نظر گرفته میشوند، چه شهودی باشند و چه
وحیانی. علاوه بر این، در بسیاری از سنتهای دینی، اعتقاد و عمل به طور جداییناپذیری با
هویت قومی و ملیت در هم تنیده شدهاند، به طوری که تصور میشود یکی را نمیتوان بدون به
خطر انداختن دیگری تغییر داد.
به این دلایل، اشکال مختلفی از حمایتگرایی در اطراف آموزش دینی پدید آمده است
برخی سنتها مقرر میدارند که احکام دینی نیازمند وفاداری بیچون و چرا هستند و تنها
مراجع دینی میتوانند آنها را برای موقعیتهای به‌روز انسانی (مثلاً ناشی از فناوریهای نوین،
گزینههای پزشکی و درگیریهای سیاسی) تفسیر کنند.
به ویژه کودکان، اغلب ناتوان از تفسیر ایدههای دینی، حتی در ارتباط با تجربه خودشان، تلقی
میشوند ، و بسیاری از والدین از پرسشگری یا تفکر انتقادی کودکان درباره سنت دینیشان
هراس دارند.
همانطور که استفن لاو مشاهده میکند، بسیاری از رهبران دینی و والدین، آموزش دینیای را
که از تکرار، احساساتگرایی و دیگر "مکانیسمهای علّی" برای القای باور در کودکان استفاده
میکند، به رویکردهای دیالکتیکی که آنها را در تأمل بر باورهای نوظهورشان درگیر میکند،
ترجیح میدهند .
اما در نهایت، حمایتگرایی توانایی جوانان را در استفاده از سنتهای دینیشان برای درک،
هدایت و غنیسازی تجربهشان محدود میکند.
در حاصل، فرصت برای کاوش تواناییات نامعین سنتها را مسدود میکند، به طوری که
استدلال آنها برای نوع خاصی از زندگی معنادار انسانی بتواند به آینده ادامه یابد.
در مقابل این روند، رویکردهایی به آموزش دینی قرار دارند که به دانشآموزان فرصت مواجهه
با سنتهای دینی را میدهند تا «قدرت آگاهیبخش آنها بتواند عمل کند»
این رویکردها به دنبال توانمندسازی جوانان هستند تا نه تنها به لحاظ متنی، تاریخی، معنایی،
آیینی و نهادی با دین آشنا شوند و مهارت کسب کنند، بلکه در ادامه بتوانند در مورد ارزش
شیوه زندگیای که این دین ممکن میسازد، بحث کنند.
لیپمن در توصیه این نوع آموزش دینی استدلال کرد که سنتهای دینی با رشتههای
دانشگاهی تفاوتی ندارند، از این جهت که مطالعه آنها باید «با هدف استخراج معانی همراه با
دانش از آنها مورد ارزیابی قرار گیرد»
همانطور که او و دیگران که در زمینه فلسفه برای کودکان کار میکنند مشاهده کردهاند، پرس
و جوی فلسفی در آموزش دینی به جوانان قابلیت میدهد تا کنجکاویها و سردرگمیهای دینی
خود را بیان کنند،مفاهیم دینی را با دیگران تحلیل و روشن کنند،با تنشها و تناقضات ظاهری
در باور و عمل دینی کار کنند،وضعیت معرفتشناختی ایدههای دینی و ارزشهای دینی را
ارزیابی کنند،در برابر اقتدار بزرگسالان و فشار همسالان برای پذیرش باورهایی که درک
نمیکنند یا واقعاً نمیپذیرند مقاومت کنند، و مواضع دینی خود را تدوین و توجیه کنند.
در پاسخ به مربیان دینی که «نسبت به تأثیر مهارتهای تفکر بر باور دینی نگران هستند»
لیپمن استدلال کرد که «خطر نه در مهارتها، بلکه در عدم پرورش سازنده آنها با قرار دادن
آنها در بافت رشتههای انسانی و جوامع خود-اصلاحگر است» .
پرس و جوی جمعی دارای دو محور است که ما از آنها به عنوان «گفتگوی عمودی» در میان
نسلهای متوالی پژوهشگران در یک سنت فرهنگی یا فکری، و «گفتگوی افقی» در میان
همتایانی که به دنبال تفسیر سنت خود در پرتو واژگان و دغدغههای معاصر هستند، یاد
خواهیم کرد .
جامعه کلاس پرسشگری فلسفی عملی است که این دو محور را به هم پیوند میزند،به طوری
که تجامع تاریخی معانی سنتی در طول زمان، نحوه استفاده از آنها برای روشن کردن و مذاکره
در موقعیتهای نوین را شکل میدهد و بالعکس.
بنابراین، ما استدلال میکنیم که نظریه ارائه شده در بالا، مبنی بر آموزش به عنوان یک عمل
هرمنوتیکی ساخت هویت و تنوین حیات فرهنگی، مربیان را ملزم میکند تا الگو(های) ساخت
معنای عمودی و افقی را در درون سنتهای خود پیدا کنند، که سپس میتواند با جامعه
پرسشگری فلسفی در محیطهای آموزشی ادغام شود.
هرمنوتیک و آموزش یهودی
در زمینه آموزش یهودی، هرمنوتیک میدراش الگویی برای این شیوه آموزش معنامحور ارائه
میدهد. واژه "میدراش" به معنای "فهمیدن"، "جستجو یا پرسوجو کردن" یا عمل "حساب
پس دادن" است
اگرچه میدراش معمولاً با مجموعه تفسیرهای تورات از دوره ربانی در قرن دوم پیش از میلاد
شناخته میشود، اما میتواند از نظر هستیشناختی و وجودی میدراش را به عنوان یک
موضعگیری تفسیرگرانه که در آن شرکتکنندگان برای ساختن معنا در لحظه معاصر
«بیانی» از یک متن ارائه میدهند، را درک کرد . از این نظر، میدراش بیشتر "شکلی از
زندگی (به معنای ویتگنشتاینی) است تا روشی برای تفسیر (در معنای معرفتشناختی)
به عنوان یک روش هرمنوتیکی، میدراش بر رابطه گفتگویی پیچیده بین خود، همتایان، متن
مقدس و سنت متکی است
میدراش به دلایل متعددی، روش مناسبی برای پرسش فلسفی با متون مقدس است:
دلایل مناسب بودن میدراش برای پرسش فلسفی:
.1میدراش به دنبال "ساختار واحد یا تثبیتشده و رسمی نیست، بلکه مجموعهای از
تفسیرهای اغلب متضاد و مورد اختلاف است "
.2میدراش اغلب در گفتگو با صداها و تفسیرهای پیشین توسعه مییابد. این شکلی از سواد
فرهنگی انتقادی است که به گفته اسکولمن، به "لایههای متعدد و کانالهای متعدد معنایی که
در طول زبانی شکل گرفته توسط گستره و عمق یک فرهنگ جریان دارد" اشاره میکند
.3در گفتمان میدراشی ، نقاط مورد علاقه در متن از پیش تعیین نشده اند ، بلکه برای
فرصتات و پرسش های نوظهوری که در نقطه تبدیل متن به گفتار پدیدار میشوند ، باز گذاشته
شده اند .
.4میدارش به دنبال آن است که معانی متن را در زندگی مفسران به کار گیرد ، نه به عنوان
حاصل گیری یا پاسخ های نهایی به پرسش های آنها ، بلکه به عنوان منابعی برای تفکر درباره
مبحث مورد بحث .
یکی از تفاوتهای مهم بین میدراش و نوع خوانشی که در فلسفه برای کودکان وجود دارد،
اقتداری است که متن دارد. تفسیر میدراش از خواندن متنهای قانونی (کتاب مقدس یا ادبیات
مذهبی) که دارای وضعیت ویژهای هستند، نشأت میگیرد.
در ارزیابی اینکه این وضعیت چه نوعی میتواند باشد، شرحات پل ریکور دربارهی قانون بسیار
مفید است. برای ریکور ( ،)1995وضعیت یک متن خاص به عنوان قانون چیزی نیست که از
پیش داده شده باشد، بلکه از طریق نحوهی تعامل ما با آن تعیین میشود. «قانون» اقتداری
است که ما به یک متن میدهیم از طریق نزدیک شدن به آن با حس تعهد به کاوش در
تواناییات معنایی آن، در حالی که تلاش میکنیم زندگی خود را تفسیر کنیم و خود را نسبت به
جهان جهتدهی کنیم.
چنین تعهدی از آگاهی ما نسبت به جایگاه سازندهی متن در روایت فرهنگی ما ناشی میشود،
به طوری که دستهبندیهای معنایی آن قبلاً به هویتهای جمعی و فردی ما و نوع زندگی ما
شکل دادهاند.
این درک از قانون با این واقعیت که برخی جوامع نیز به دلیل نویسندگی متن به آن اقتدار
میدهند، در تضاد نیست – این بخشی از آن چیزی است که شکل زندگی آن جوامع را تشکیل
میدهد.
بلکه، این وضعیت فلسفی متن به عنوان قانون را در نحوهی تعامل عمدی ما با آن قرار میدهد.
درک ریکور از قانون با عمل میدراش سازگار است و ارتباط بین تعامل هرمنوتیکی و ساخت
هویت را برجسته میکند.
علاوه بر این، روشن میکند که چگونه قانون فلسفی در مواد IAPCکه توسط لیپمن و شارپ
ایجاد شدهاند، حضور دارد. این مواد لایههای معنایی از سنت فلسفی (عمدتاً) غربی را در خود
جای دادهاند که از طریق پژوهش، به منابعی تبدیل میشوند که دانشآموزان از طریق آنها
زندگی خود را تفسیر و تغییر میدهند.
پرسشگری فلسفی با کتاب مقدس
بین سالهای 2012تا ،2014پروژه "اندیشیدن مشترک: پرسشگری فلسفی با کتاب مقدس"
در پاسخ به فراخوان مربیان یهودی در کلیولند برای توسعه یک برنامه فلسفه برای کودکان در
آموزش یهودی توسعه یافت.
بخشی از این پروژه شامل توسعه یک برنامه درسی به‌روز با استفاده از تورات به عنوان متن
اصلی و طرحهای بحث فلسفی و تمرینهایی مطابق برنامه درسی IAPCبود که از سوی دیگر از
سنت فکری یهودی بهره میبرد.
همانند فلسفه برای کودکان، پرسشگری در این برنامه با نشستن در یک دایره و مشارکت در
خواندن مشترک یک متن آغاز میشودبا این حال، قبل از خواندن، کلاس اغلب دعای سنتی را
که قبل از مطالعه تورات گفته میشود، تکرار میکند.
این امر تعهد دانشآموزان نسبت به متن را به شیوهای که در بالا شرح داده شد، تصدیق
میکند و فعالیت آنها را در یک پیوستار تاریخی از تفسیر که به هزاران سال قبل برمیگردد،
قرار میدهد. آنها ممکن است انتخاب کنند که به انگلیسی یا عبری بخوانند؛
با این حال، متن عبری همیشه به عنوان مرجع و یادآوری حضور دارد که انگلیسی یک ترجمه
است و اغلب تقریبی از زبان و مفاهیمی است که خطوط آن در یک سیستم معنایی شکل
گرفته که هم متفاوت و هم از نظر هستیشناختی مقدم بر سیستم معنایی معاصر و عامیانهای
است که دانشآموزان به متن میآورند.
خواندن جمعی متن مقدس با صدای بلند هم یک عمل تفسیری و هم یک عمل اساساً یهودی
برای بازگرداندن متن نوشتاری تورات به یک "روایت" است که اعطای تورات در کوه سینا و
خواندن طومار تورات در کنیسه را منعکس میکند .
تبدیل متن به گفتار، کار دانشآموزان در درک خود در رابطه با سنت را بیشتر تقویت میکند،
با قرار دادن آنها در یک پیوستار تاریخی از تفسیر.
پس از خواندن، دانشآموزان سؤالاتی را مطرح میکنند که آنچه را که کنجکاو هستند یا آنچه
را که برای کاوش مناسب میبینند، منعکس میکند. این دانشآموزان را در فعالیت فلسفی
یافتن علاقه و تبدیل سردرگمی به یک پرسش درگیر میکند.
ممکن است از دانشآموزان پرسیده شود که چه علاقهای منجر به سؤال آنها شده است، که به
آنها کمک میکند تشخیص دهند که سؤالات نشاندهنده پایان کار یک فرآیند فکری هستند نه
آغاز آن، و اینکه این علاقه قبلی اغلب غنیتر از خود سؤال است.
فهرست زیر از سؤالاتی که توسط کودکان 10ساله (کلاس چهارم) در بوستون، آمریکا مطرح
شده، پس از خواندن بخشی از کتاب مقدس که در آن ابراهیم حران را برای سفر به کنعان
ترک میکند (پیدایش )4-1 :12تولید شده است.
نظرات داخل پرانتز، شرحات بیشتری هستند که دانشآموزان هنگامی که از آنها خواسته شد
'میتوانید کمی بیشتر در این مورد تبیین دهید؟' ارائه کردند.
.1منظور از برکت بافتن از سوی شما چیست ؟
.2میگوید "من تو را ملت بزرگی خواهم ساخت"، اما چه نوع افرادی در این ملت هستند؟
.3آیا ممکن است مردم با هم بزرگ باشند اما به صورت فردی بزرگ نباشند؟ (زیرا در یک
ملت قرار نیست همه بزرگ باشند.)
.4تفاوت بین برکت یافتن و برکت بخش بودن چیست؟
.5چگونه فقط یک نفر میتواند یک ملت را بزرگ کند؟ (آیا بزرگ بودن یک ملت به افراد دیگر
بستگی ندارد)
خروجی گیری
از آنجا که سنتهای فرهنگی که در آنها جای گرفتهایم، درک و هدایت زندگیمان را ممکن
میسازند، آموزش باید نوعی درگیری تفسیری با این سنتها را ترویج دهد که منجر به تعهد
بازتابی و بازسازی خلاقانه میشود.
آموزش مذهبی تفسیری میکوشد تا سنتهای مذهبی را به عنوان منابعی برای شکلگیری
هویت دانشآموزان در دسترس قرار دهد و در عین حال، ابزاری برای نوسازی خلاقانه و "حفظ
نظم مطلوب" خود این سنتها فراهم کند.
پروژهی ما در زمینهی پرسش فلسفی با کتاب مقدس یهود، روشهایی را روشن کرده است که
در آنها "فلسفه برای کودکان" و عمل "میدراش" (تفسیر متون مقدس یهودی) منابعی را
برای این نوع برخورد تفسیری در زمینهی آموزش مذهبی یهودی فراهم میکنند
امید ما این است که مربیان در سایر سنتهای مذهبی به درون آنها نگاه کنند تا شیوههای
تفسیری را بیابند که میتوانند برای ایجاد این نوع برخورد متقابلاً دگرگونکننده میان
دانشآموزان و آن سنتها به کار گرفته شوند.
در عین حال، کار ما در آموزش دینی نیز راههای به‌روزی را برای ایجاد برخورد هرمنوتیکی
بین دانشآموزان و سنت فلسفه پیشنهاد کرده است. بارها در فلسفه برای کودکان تأکید شده
است که «فلسفهورزی» به معنای «یادگیری درباره فیلسوفان» نیست. با این حال، این در
برخی جنبهها یک دوگانگی نادرست است
کار ما در آموزش یهودی نشان میدهد که جوانان میتوانند متون کلاسیک، منابع بینامتنی و
صدای شخصیتهای سنت فکری را به عنوان بخشی از پژوهش تفسیری باز و نامحدود خود
بپذیرند، بدون اینکه صدای خود را از دست بدهند یا از سنت بیگانه شوند
در برنامه درسی ، IAPCصداهای فلسفی از گذشته توسط شخصیتهای رمانها و در موارد
خطی در برنامههای بحث بازنویسی میشوند. این امر به دانشآموزان توانایی میدهد تا مواضع
تاریخی را به عنوان فرصتاتی برای معنا در جامعه معاصر خود در نظر بگیرند، اما آنها را به
عنوان مخاطبان در جامعه تاریخی فلسفه به عنوان یک سنت زنده قرار نمیدهد
به همین دلیل، ما پیشنهاد میکنیم که ارائه متون ثانویه به دانشآموزان که صداهای واقعی از
«گفتگوی عمودی» فلسفه را نمایندگی میکنند، در واقع میتواند آن سنت را برای ساخت
معنا بیشتر در دسترس دانشآموزان قرار دهد و به دانشآموزان کمک کند تا خود را به عنوان
شرکتکنندگان در فلسفه به عنوان یک گفتگوی مداوم بشناسند .
البته، این نیازمند نوعی «رها کردن» توسط مربیان است، به طوری که منابع سنت به عنوان
پاسخهای معتبر که پژوهش را خاتمه میدهند، در نظر گرفته نشوند، بلکه به عنوان وسایلی
برای باز کردن و گسترش قابلیتات معنا استفاده شوند. اما ما پیشنهاد میکنیم که برنامه درسی
و روش تدریس متعارف فلسفه برای کودکان ساختاری برای نوع مستارزشری از تعامل با یک
سنت کلاسیک که در پروژه ما نمونهسازی شده است، فراهم میکند و این میتواند پیشرفت
بیشتری در دستور کار لیپمن و شارپ برای بازسازی فلسفه و آموزش باشد.



سوالات متداول

آخرین اطلاعات درباره آنها چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به آنها در این گزارش ارائه شده است.

چرا آموزش ،ساخت هویت و نوسازی فرهنگی اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

مهم‌ترین نکات درباره دینی چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره دینی در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: کیارش صفری تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 22:40

صفحه بندی